|
فرهنگي، هنري، تاريخي
|
مردان بزرگ مانند عقاب هستند و آشیانه خود را روی قله بلند تنهائی میسازند
«آرتور شوپنهاور»

اولين باري كه بي دفاعي يه عقاب رو از نزديك حس كردم، زماني بود كه مهدي صفاريان همكار سابقم يه جوجه عقاب رو در دامنه كوه از نوجواني خريده بود و تصميم داشت از اون نگه داري كنه، اما به مجرد اينكه جوجه عقاب بيمار شد، اون رو به سازمان مربوطه تحويل داد تا از تلف شدن نجات پيدا كنه و از اين بابت نيز مورد قدرداني قرار گرفت!
دومين بار هم، همين پرنده قفسي است كه نميدونم هنوز مي شه اون رو عقاب ناميد يا نه! در چشماش چي ديده مي شه؟! مي دونم كه اگه در قفس نبود، نمي تونستم از اين فاصله كم، عكس پرتره بگيرم!!!