تبليغاتX
انديشه هاي پارسي
فرهنگي، هنري، تاريخي

     در دوران پادشاهي اردشير پسر خشايارشا (424-466، ق.م) مورخان و دانشمندان يوناني براي بدست آوردن علم و معارف شرق به امپراطوري ايران سفر مي كردند. اگر دموكريتوس(وفات به سال361 ق. م) با دانشمندان و رياضي دانان بابلي كه تحت حمايت و مورد توجه امپراطوران هخامنشي بودند، ملاقات نكرده بود، شايد موفق به كشف نظريه اتمي خويش نمي شد. پدر او از خشايارشا، شاهنشاه ايران، هنگامي كه اين پادشاه در حدود سال460 پيش از ميلاد به تراس رفته بود، پذيرايي كرد.

    از زمان هرودوت به بعد تساهل و نرمش ايرانيان و سرعت آنان در بهره گيري از فرهنگ ديگر اقوام غالبا مورد انتقاد قرار گرفته است و كمتر به نبوغ اصيل و خصوصيات مطلق و تغيير ناپذيري كه به طور مشخص، ايراني است و در اين اقتباس و استعارت هميشه جاني تازه دميده و به آن كمالي وصف ناشدني بخشيده، توجه و تاكيد شده است.

    در اين مورد قول هردوت و ديگران نياز به اصلاح دارد. بايد توجه داشت كه شرايط دشوار اقليمي در ايران توأم با امكانات به دست آوردن لطافت و ظرافت حيات، هنر و انديشه، گونه اي تساهل و گذشت انساني و وحدت ذهن پديدار ساخته كه ديگران هميشه در برابر آن سر تسليم فرود آورده اند و هر چهند مهاجمين، همواره به سرزمين ايران تاخته اند، لكن هرگز نتوانسته اند نفوذ و اثرات اين نبوغ را محو كنند.

   بنابراين به مراتب بيش از آنچه كه يك يوناني،گفتن آن را مصلحت مي ديده است، ايرانيان كمتر از آنچه كه به مهمانان ناخوانده خويش داده اند، از ديگران دريافت كرده اند و با زيبايي و ظرافت به آن رنگ و صبغه ايراني داده اند. مهاجمان و متجاوزان كه هميشه داراي فرهنگ فروتر بوده اند، شيفته تمدن برتر ايران شده اند و به سرعت مجذوب و مغلوب آن گشته اند.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 17:2  توسط مسعود امين پور مجومردي  |