|
فرهنگي، هنري، تاريخي
|
اَشوزوشت (Ašō.zušta) یا مُرغ بَهمَن نام جغد افسانهای در اسطورههای ایرانی است. در اسطورههای ایرانی، اشوزوشت را اهورامزدا آفریده تا یاریگر نیروهای خوبی باشد. نام اشوزوشت در زبان اوستایی به معنی «دوست حق» است. اشو در زبان اوستایی به معنای حق و مقدس و واژهٔ زوشت به معنی (و همریشه با) دوست است. او را مرغ بهمن (وُهومَن) نیز مینامند.
واژهٔ جغد از زبان سغدی وارد فارسی شدهاست و اصل سغدی آن چَغوت است. جُغد (بوف، بوم) نام پرندهای شکاری است که دارای قدرت شنوایی و بینایی بسیار بالاییست. جغد از راسته بوفسانان است.
چشمهای جغد بسیار حساس است و حتی در نور خیلی کم میتواند ببیند. بعضی از جغدها دارای چنان قدرت شنوایی هستند که میتوانند یک طعمه را در تاریکی مطلق تشخیص دهند. تخم جغد همیشه به فاصله چند روز میشکند و نوزاد به دنیا میآید.
جغد پرندهای است با صورتی پهن، منقاری خمیده و چشمهایی درشت و پاهای بزرگ، در دو طرف سرش دو دسته پر شبیه گوش گربه قرار دارد که گوشپر نامیده میشوند.

دارای سر بزرگ، صورت پهن، چشمهای بزرگ و متمایل به جلو که استفاده از هر دو چشم را در یک زمان برای او میسر میسازد و دید دوچشمی را فراهم میکند، منقار قوی قلابمانند و نیمپیدا و چنگالهای تیز و نیرومند است. منقار قلابشکل نیرومندش به همراه چنگالهای قوی او برای نگه داشتن طعمه به کار میرود.
جغد نوکی کوچک و ظریف دارد. دور دهانش پرهای زبری هست که شبیه مو میباشد ولی مو نیست. پر و بال او صاف است و خیلی آرام پرواز میکند. نوک پرهای جغد به شکلی طراحی شده که در هنگام حمله به طعمه صدای پرها کم باشد.
رنگش معمولاً کرم قهوهای است. در نوکش یک شکاف هست. تکزیاند و بیشترشان روی درخت زندگی میکنند. نر و ماده آنها همشکل است ولی مادهها بزرگترند.
جغدها همیشه طعمه خود را درسته میبلعند و پس از آنکه بخشهای گواردنی آن را گواردند بازمانده آن را به شکل تفاله از راه دهان بیرون میاندازند.
جغد پرنده سودمندی است زیرا خوراکش انواع موش است و در شکافهای تنه درختان و آشیانههای متروک زاغان لانه میگذارد. جغدها معمولاً شبرو و پگاهرو هستند یعنی هنگام پگاه و شفق از لانه بیرون آمده و شکار میکنند.
متن برگرفته از: (دانشنامه آزاد ویکی پدیا)