تبليغاتX
انديشه هاي پارسي
انديشه هاي پارسي
تاريخ، فرهنگ و تمدن ايران زمين + عكس هايي كه مي گيرم + خاطراتي از سرزمين پدري من، مَجُومِرد
سيمين بهبهاني

 

 

 

 

 

 

سيمين بهبهاني(خليلي)- زادهٔ ۲۸ تير ۱۳۰۶ در تهران

نويسنده و غزل‌سراي معاصر ايراني

نام پدر:عباس خليلي- نام مادر: فخرعظمي ارغون

پيشه: شاعر و دبير آموزش و پرورش

 

 

 

 

 

 

   سيمين بهبهاني، غزل بانوي شعر ايران است. از ديروز تا هميشه . با دامني پر از گل. هر برگ گل پر از شعر. با چشماني پر از مهر و دستاني پر از صلح، در هر نگاهش دوستي، با قامتي استاده و لبخندي پر از مهر و صدايي پر از مهرباني و جاودانه. كلامي پر از انسان دوستي و درد زمانه. وجودي به تمام معنا مادر!

    پر از عطر و عاطفه ي لالايي پر از آرزوي بيداري. با‹‹بازواني گشوده كه مي راند/بر موج ها به شكيبايي›› او زني است پر از شعر، پر از غم خواري براي همه فرزندان ايراني!

 

 

نوشته: محمد بهتويي

برگرفته از نشريه چيستا

(سياسي، اجتماعي، علمي، ادبي، هنري)

سال بيست و يكم، شماره6و7 اسفند82 و فروردين83

 

محمد بهتويي: از پدر و مادرتان بگوييد؟

سيمين بهبهاني:

    خوشبختانه هم پدرم و هم مادرم از افراد فرهيخته و آگاه جامعه بودند. محيط تربيتي من، محيط كتاب و روزنامه و شعر و قصه بود. تفريح كودكي من، خواندن كتاب بود. اگر كتابي را درخانه نداشتيم از بنگاه نشريات برياني كرايه مي كردم و به مبلغ يك عباسي يعني چهارده شاهي و سعي مي كردم يك شبه بخوانم كه به دو عباسي نرسد. خيلي از رمان هاي كلاسيك را اين طور خوانده ام.

    مادرم در يك خانواده مرفه و متجدد به دنيا آمده بود. زبان فرانسه مي دانست و با عربي و انگليسي آشنا بود. تاريخ و جغرافي و فقه و اصول، حتا شيمي و فيزيك و هيات را تا حد لازم در مكتب سرخانه آموخته بود. در آن روزگار مدرسه به صورت امروز وجود نداشت و درس خواندن براي دختران غيرلازم شمرده مي شد. مادرم سي سال در مدارس جديد تهران، به تدريس زبان فرانسه پرداخت. شاعر و مترجم و روزنامه نگار بود.

    پدرم  روزنامه نگار بود و جامع علوم ادبي و اجتماعي آن روزگارو نواده حاج ميرزا حسين حاج ميرزا خليل بود. كه مرجع تقليد شيعيان جهان شناخته شده بود. و از ايران به نجف سفر كرده بود. پدرم در نجف به دنيا آمد و در قيامي كه در ميان دو رود(بين النهرين) عليه فرماندار انگليسي آن جا اتفاق افتاد شركت داشت. بسياري از جوانان اين نهضت دستگير و اعدام شدندو پدرم به ايران كه ميهن اصلي او بود پناه آورد. و از همان هنگام فعاليت روزنامه نگاري خود را آغاز كرد. آزادمردي مبارز بود. چندين بار به بعيد و زندان محكوم شد. و نوشتن رمان را به شيوه غربي در سال 1303 آغاز كرد. چندين رمان نوشت كه روزگار سياه و اسرار شب و ... از آن جمله است. تاريخ كوروش را در دو جلد تاليف كرد و تاليف و ترجمه هاي بسياري دركارنامه اش دارد.

 

برخي از آثار:

     سه‌تار شکسته (۱۳۳۰)- جاي پا (۱۳۳۵)- چلچراغ (۱۳۳۶)- مرمر (۱۳۴۲)- رستاخيز (۱۳۵۲)- خطي ز سرعت و از آتش (۱۳۶۰)- دشت ارژن (۱۳۶۲)- گزينه اشعار (۱۳۶۷)- درباره هنر و ادبيات (۱۳۶۸)- آن مرد، مرد همراهم (۱۳۶۹)- کاغذين‌جامه (۱۳۷۱)- کولي و نامه و عشق (۱۳۷۳)- عاشق‌تر از هميشه بخوان (۱۳۷۳)- شاعران امروز فرانسه (۱۳۷۳) ترجمه: با قلب خود چه خريدم؟ (۱۳۷۵)- يک دريچه آزادي (۱۳۷۴)- مجموعه اشعار (۲۰۰۳)

 

 

  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:54  توسط مسعود امين پور مجومردي  |