تبليغاتX
انديشه هاي پارسي
انديشه هاي پارسي
تاريخ، فرهنگ و تمدن ايران زمين + عكس هايي كه مي گيرم + خاطراتي از سرزمين پدري من، مَجُومِرد

 

نوروز و سفره هفت سين در پيشگاه استاد سخن پارسي، فردوسي توسي- عكس از: مسعود امين پور مجومردي

سر سال نو هرمز و فرودين

بر آسوده از رنج تن دل ز كين

 

به جمشيد بر گوهر افشاندند

مر آن روز را روز نو خواندند

 

بزرگان به شادي بياراستند

مي رود و رامشگران خواستند

 

چنين جشن فرخ از آن روزگار

بمانده از آن خسروان يادگار

  

‹‹فردوسي توسي››

 

 شكوفه بهاري- عكس از: مسعود امين پور مجومردي بهین جشن نوروز، مهین یادگار نیاکان، بر ایرانیان شاد و همایون باد

 

جشن نوروز

اورمزد و فروردين ماه/ 1 فروردين خورشيدي

 

    زمان، خود يك اسطوره است. ساخت و زيربناي بخش بندي زمان در مفهوم هاي نمادين جشن ها و روزهاي شاخص، بار اساطيري دارند. در سر همه اين بخش هاي زمان،  جشن نوروز است. جشن آغاز سال و تجديد زمان در دايره و مفهوم محدود مي باشد. هر گاه كه نوروز فرا مي رسد، جشن برگزاري نمادين تجديد حيات طبيعت و آفرينش است كه برگزار مي شود.

 

  

     در شاهنامه فردوسي بنياد نوروز را به جمشيد شاه پيشدادي نسبت مي دهند و حتي امروز اين جشن به نام نوروز جمشيدي معروف است. گويند به دوران جمشيد سرما و طوفان بزرگ ايرانويچ(ايران زمين) را فرا مي گيرد و در پايان سه سال در آغاز بهار، سرما و طوفان به پايان مي رسد و به شادي آن جشن بزرگي بر پا مي شود كه نوروز مي نامند!

    سال خورشيدي و عمل بدان در محاسبه زمان- جهت ثابت نگاه داشتن طول يك سال و قرار معين فصول، جهت آن بوده است كه يادمان هاي اساطيري و معتقدات ديني درست به هنگام معين خود برگزار شود. محاسبه زمان با نگاهداشت سال خورشيدي درست و اجراي بهيزك(كبيسه)، سبب مي شد كه آغاز بهار و فصول ديگر سيار نشود و جا به جا نگردد.

 

شیوه برگزاری مراسم نوروز در بین زرتشتیان

(وفا داری به آیین های باستانی)

 

شكوفه بهاري- عكس از: مسعود امين پور مجومردي

       نوروز بزرگترين جشن ايرانيان، از نخستين روز بهار همراه با سرسبزي طبيعت و شادي آغاز مي گردد. خانواده هاي زرتشتي ايراني همچون پيشينيان خود، سه سيني از سبزه به نماد انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك، بر خوان(سفره هفت سين) مي نهند تا موجب فراواني در سال نو شود. رنگ سبز آن رنگ ملي ايرانيان و نماد امرداد امشاسپند(بي مرگي و جاودانگي) مي باشد. سمنو(مايه خمير)، كه نماد خوبي براي زايش و باروري گياهان توسط فروهر ها است. سنجد، بو و شكوفه آن سرچشمه دلدادگي است. سماق، چاشني زندگي. سير و سركه براي گندزدايي و پاكيزگي مي باشد. آب، نماد خورداد امشاسپند. سيب سرخ(ميوه جات)، نماد سپندارمزد امشاسپند. سكه، نمادي از شهريور امشاسپند مي باشد. كتاب اوستا، نماد اهورامزدا، آفرينگان(شمعدان) نماد ارديبهشت امشاسپند. شير و تخم مرغ، نماد وهمن امشاسپند. آينه، نان و پنير، سبزي، نقل شيريني و آجيل بر خوان مي نهند كه همگي نمادي از داده هاي اهورايي است. بر خوان نوروزي نبايد پافشاري درگذاشتن حروف سين و حروف ديگر داشت. بلكه بايد بهترين داده هاي اهورايي بر خوان آماده باشد. زرتشتيان در نخستين بامداد نوروز در كنار چهار چوب پايين در ورودي خانه مقداري آويشن مي ريزند كه نشان برقراري جشن در آن خانه است. همچنين در نخستين روز سال نو به نيايشگاه محل زندگي خود رفته تا سال نو را با همازوري(همبستگي) با يكديگر و نيايش به درگاه اهورامزدا آغاز نمايند و سپس مانند هر ايراني ديگر به ديدار بزرگان فاميل و آشنايان مي روند.

 

 

 

زاد روز اشو زرتشت

روزخورداد از فروردين ماه/6فروردين خورشيدي

اشو زرتشت

 

    در چنين روزي در زمان فرمانروايي لهراسب اشو زرتشت از مادرش دُغْدو(دختر فْريْ هيمْ رَوا از خاندان اشراف و مذهبي) زاده شد. پدر او پوروشسب از دودمان سْپَنتْمان و معروف به دانش و اشويي بود. اشو زرتشت سومين فرزند از پنج فرزند پسر پدر و مادرش بود. او را با توجه به خاندان پدرش زرتشت اسپنتمان نام نهادند.

    اشو زرتشت آموزش هاي نخستين را از پدر و ديگر دانشمندان نامدار شهر خود آموخت. نوشته شده است كه او ذهني تيز و روحيه اي كنجكاو داشت و در پانزده سالگي همه ي دانش زمان خود را آموخته بود.

    پس از پانزده سال بررسي و تفكر درباره آفرينش و موشكافي در آن چه كه از استادان آموخته بود، بينش اشو زرتشت به آن جا رسيد كه بداند خدايان پنداري نادرست، و تنها يك آفريننده وجود دارد كه همه هستي ها از اوست. سرانجام، او در سن سي سالگي در روز خورداد و فروردين ماه در زمان گشتاسب كياني از جانب اهورامزدا به پيامبري برگزيده شد.

 

 

جشن سوري- چهارشنبه سوري

 

    يك رشته از جشن هاي آريايي، جشن هاي آتش است. منظور از جشن هاي آتش، جشن هايي است كه با افروختن آتش جهت سور و سرور و شادماني آغاز و اعلام مي شد.

 

جشن سوري- عكس از: مسعود امين پور مجومردي

   در ايران از جمله جشن هاي آتش كه باقي مانده، جشن سوري در پايان سال است. نخست بايد اشاره شود كه جشن چهارشنبه سوري در تاريخ باستان ايران پايه و نشاني ندارد و آنچه مسلم است آنكه در روزشماري ايرانيان، چهارشنبه وجود نداشته و چنانچه در بخش گاهشماري توضيح داده شد، هر ماه بي كم و كاست سي روز داشت و هر روز نامزد بود به نامي. آنگاه جهت حساب كبيسه، پنج روز افزون(تا365روز) را به نام پنج عنوان از گاتاها كه سرودهاي اشو زرتشت بود مي ناميدند. پس در يكي از چند شب آخر سال، ايرانيان جشن سوري را كه عادت و سنتي قديمي است با آتش افروزي همگاني برپا مي كردند. چون اساس تقسيم آنان در روزشماري بر پايه هفته نبود، نمي توان گفت كه اين جشن در شب چهارشنبه برگزار مي شده.

 

    آتش بيش از سه عنصر ديگر پاك كننده و  در نظر ايرانيان مظهر روشني، پاكي، سلامت و در نهايت مظهر خداوند است. بيماريها، زشتي ها، بديها،  و همه آفات و بلايا در عرصه تاريكي و ظلمت جاي دارند به همين جهت است كه تاريكي مظهر اهريمن است. به اعتقاد ايرانيان هر گاه آتش افروخته مي شود، بديها و زشتي ها محو و ناپديد مي شوند، چون از آثار وجودي اهريمن هستند. پس افروختن آتش و به طور كنايه راه يافتن روشني معرفت در دل و روح است كه آثار اهريمني را از بين مي برد اما به طور تحقيق مي توان تاريخ برگزاري جشن سوري را در ايران باستان از سه مرحله بيرون ندانست: يا در شب 26اسفند ماه يعني در نخستين شب از پنجه كوچك يا نخستين شب از ده شب و روز فروردگان قرار دارد، يا در اولين شب پنجه بزرگ كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز جشن هَمَسْ پَتْ مَيديم و آخرين گاهنبار محسوب مي شود دانست و يا در آخرين شب سال قرار داد كه جشن اصلي هَمَسْ پَتْ مَيديم و آخرين گاهنبار و جشن آفرينش انسان است.

 

     البته اين كه چرا پس از ورود اعراب به ايران، مسلمانان ايراني، شب چهارشنبه را براي جشن آتش برگزيده اند مي توان گفت: روايت است كه چون مختار سردار معروف عرب(كسي كه به خونخواهي امام حسين(ع) و يارانش برخواست) از زندان آزاد گشت براي اينكه موافق و مخالف را از هم تميز داده شوند فرمان داد كه شيعيان نيز مانند بهدينان ايراني بر بالاي بام خانه هاي خود آتش بيفروزند تا موافق و مخالف از هم تميز داده شوند و آنگاه بر مخالفان تازيد و چون اين شب مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال، از آن به بعد مرسوم شد كه مسلمانان ايراني مراسم آتش افروزي را در شب چهارشنبه آخر سال اجرا كنند. كم كم رسم پريدن از روي آتش و خواندن ترانه هايي باب شد كه به اشارت شادروان استاد پورداوود، در جشن چهارشنبه سوري از روي شعله آتش جستن و ناسزايي چون سرخي تو از من و زردي من از تو گفتن از روزگاراني است كه ديگر ايرانيان مانند نياكان خود آتش را نماينده فروغ ايزدي نمي دانستند.

  

 

سيزده فروردين

روز تير از فروردين ماه /13فروردين ماه خورشيدي

 

سيزده بدر- عكس از: مسعود امين پور مجومردي

     سيزدهمين روز از هر ماه تير يا تِشتَر نام دارد. در باور ايرانيان پيش از اشو زرتشت، تير ايزد باران است و ايرانيان باستان از بامداد روز تير از ماه فروردين سفره نوروزي را برمي چيدند و سبزه ها را با خود بر مي داشتند و به دشت و صحرا برده و به آب روان مي سپارند و با نيايش به درگاه اهورامزدا آرزوي بارش باران و سالي پر از فراواني و شادي مي نمودند. سيزدهمين روز از هر ماه تير نام دارد و روايت است در سيزدهمين روز از ماه تير آرش قهرمان ايراني در حالي كه صلح را در ايران برقرار مي سازد، جان خود را از دست مي دهد. شايد ناخجستگي روز سيزده در نزد ايرانيان باستان در آن باشد!

 

 شكوفه بهاري- عكس از: مسعود امين پور مجومردي

جشن فروردينگان(فرودگ)

روز فروردين از ماه فروردين/19فروردين ماه خورشيدي

 

   نخستين جشن ماهانه در سال جشن فروردينگان ناميده مي شود. اين جشن به ياد فروهر پاكان برگزار مي گردد. زرتشتيان در اين روز به آرامگاه مي روند و از موبدان مي خواهند براي شادي روان درگذشتگان اوستا بخوانند.

 

 

 

  برای آگاهی از چگونگی گاهشماری در ایران باستان و محاسبه ایام بهیزک(کبیسه) به پست گاه شماری در ایران باستان مراجعه کرده یا اینجا کلیک کنید: (گاه شماري در ايران باستان)

  

بنفشه امسالي- عكس از: مسعود امين پور مجومردي

برگرفته از:

 كتاب ديدي نو از ديني كهن

نوشته: دكتر فرهنگ مهر

انتشارات جامي- چاپ پنجم1383

و

پژوهشي در گاه شماري و جشن هاي ايران باستان

 پژوهش و نوشته: هاشم رضي- انتشارات بهجت

و  تطبيق با مناسبت هاي فروردين ماه  به نقل از سالنماي راستي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:0  توسط مسعود امين پور مجومردي  |