تبليغاتX
انديشه هاي پارسي
انديشه هاي پارسي
تاريخ، فرهنگ و تمدن ايران زمين + عكس هايي كه مي گيرم + خاطراتي از سرزمين پدري من، مَجُومِرد

آرش كمانگير

 

برگرفته از بخش دهم كتاب:

پژوهشي در گاه شماري و جشن هاي ايران باستان

پژوهش و نوشته: هاشم رضي

انتشارات بهجت

و تطبيق با

مناسبت هاي تير ماه به نقل از سالنماي راستي

 روز تير از ماه تير سيزدهمين روز از تيرماه باستاني/10تير خورشيدي

(گاه شماري در ايران باستان)

 

 

      سيزدهمين روز در هر ماه ايرانيان باستان تير يا تشتر نام دارد. روايت است تشتر به باريدن باران كمك مي كند. در ماه تير هنگامي كه روز تير فرا مي رسد آن روز را جشن تيرگان مي نامند. تيرگان يكي از بزرگترين جشنهاي ايران باستان است.

     روايت است در زمان منوچهر شاه پيشدادي چون افراسياب توراني بر منوچهر پيروز شد و او را در طبرستان محاصره نمود طرفين حاضر به سازش شده و قرار بر اين شد از قله دماوند آرش، جوان دلير ايراني تيري به چله كمان نهد و تيري را پرتاب نمايد. اين تير در كنار رودخانه جيحون بر درختي نشست و مرز ايران و توران مشخص شد.

     داستان ديگري كه درباره جشن تيرگان آمده: آن است كه در زمان ساسانيان و پادشاهي فيروز هفت سال در ايران خشكسالي روي داد و در چنين روزي مردم روي به بيابان آوردند و با نيايش خود از پروردگار آرزوي باريدن باران كردند و پس از آن بارش باران شروع شد و به شادي آن در چنين روزي ايرانيان در يكديگر آب مي پاشند.

    آيين برگزاري اين جشن بدين گونه مي باشد كه چند روز پيش از جشن تيرگان تمام خانه را از درون و برون پاكيزه مي نمايند و صبح روز جشن همه آب تني نموده لباس نو مي پوشند. آنچه ويژگي اين جشن مي باشد تار نازكي از ابريشم هفت رنگ و سيم نازك و ظريفي بهم مي تابند كه به نام تير و باد مشهور است كه شايد نشانه رنگهاي رنگين كمان در آسمان معروف به تير و كمان آرش باشد. اين تار را در بامداد روز تير به مچ دست خود مي بندند و ده روز بعد در روز باد به هنگامي كه تير آرش بر درخت فرو مي نشيند به دشت يا بام خانه رفته، بند را باز كرده و با فرياد و بانگ شادماني، به باد مي سپرند.

     اين كردار كنايت و اشاره اي در بردارد از عمل آرش كمانگير كه تير را رها كرد و مرز ايران زمين معين شد و جنگ و ستيزي طولاني پايان يافت. به فرمان خداوند، باد- يا ايزد باد، تير را در آن مسافت دور برد. به همين جهت بر تمثيل اين رسم انجام مي شد كه باد آن بند را به ياد حادثه مذكور به دورها مي برد. به همين جهت است كه مبدا جشن را تير روز و پايان آن را بادروز قرار داده اند بر اين انديشه كه تير در روز باد پس از ده روز از حركت ايستاد.

جشن تيرگان بر شما شاد و فرخنده باد!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 16:44  توسط مسعود امين پور مجومردي  | 

پارسه (تخت جمشيد) نقوش روي ديوار

     طبيعت به ساكنان فلات مرتفع ايران صحنه اي وسيع و پهناور ارزاني داشته است تا بتوانند نفوذ و اثرات نبوغ خود را در آن جلوه گر سازند. فلات ايران از سوي شمال خاوري به حوزه رود جيحون و دشتهاي آسيا، از سوي جنوب باختري به دره رودهاي دجله و فرات و صحراي عربستان، از سوي خاور و جنوب خاوري به سلسله كوههاي هندوكش و شبه قاره هند مشرف است. سلسله كوههاي قفقاز در سمت شمال كشيده شده است و خليج فارس كرانه هاي جنوبي كشوري را كه چون كاروانسرايي چند دروازه است و قلمرو ميانه بين اروپا، آسيا، آفريقا و سيبري است، فراگرفته است. ابريشم و كاغذ چين، طلا و ادويه هند شرقي، پوست خام و اسبهاي آسياي مركزي براي رسيدن به درياي روم از ايران مي گذشت.

      در گذشته هنگامي كه امپراطوري ايران گشترش مي يافت، از شاهراههاي عمده بازرگاني جهان كهن، كه چون شريانهاي بين شرق و غرب جريان داشت، استفاده مي برد و نيز ثروت و غناي خود را با مالياتهايي كه بر كالاهاي بازرگاني وضع مي كرد و بر مواد خام آن مهر صنعت ايران را مي زد، مي افزود و هر كالايي كه از دست صنعتگر ايراني مي گذشت از نور زندگي بخش فكر او روشني مي گرفت، با همان هنري كه سفال سازان اوليه فلات ايران به كار گرفته بودند.

     ايرانيان نخستين كساني بودند كه يونجه و نيز ماكيان اهلي، كبوتر سفيد و طاووس را به اروپا بردند. داريوش فرمان داد تا درختان ميوه ايالات شرقي را در مناطق غرب فرات غرس كنند. پسته به سوريه، برنج به بين النهرين، كنجد به مصر كه همه در درون مرزهاي امپراطوري باستاني ايران قرار داشت، حمل مي شد ولي تاكهاي مورد علاقه شاهنشاه در دمشق شكوفا نگشت.

    ماهيهاي نمك زده خليج فارس در آسياي صغير به مصرف مي رسيد و بخشي از خراج مصر به ايران از شيلات درياي مديترانه و سواحل رود نيل تامين مي شد. آيين كشور داري شاهنشاهان هخامنشي نخستين و گسترده ترين آميزه منابع انساني را به وجود آورد و آن را به شكلي موزون حفظ كرد. قوه ابداع و ابتكار ايرانيان روياي حكومت جهاني را به طور مكرر در ذهن جهانيان برانگيخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 5:21  توسط مسعود امين پور مجومردي  | 

     در دوران پادشاهي اردشير پسر خشايارشا (424-466، ق.م) مورخان و دانشمندان يوناني براي بدست آوردن علم و معارف شرق به امپراطوري ايران سفر مي كردند. اگر دموكريتوس(وفات به سال361 ق. م) با دانشمندان و رياضي دانان بابلي كه تحت حمايت و مورد توجه امپراطوران هخامنشي بودند، ملاقات نكرده بود، شايد موفق به كشف نظريه اتمي خويش نمي شد. پدر او از خشايارشا، شاهنشاه ايران، هنگامي كه اين پادشاه در حدود سال460 پيش از ميلاد به تراس رفته بود، پذيرايي كرد.

    از زمان هرودوت به بعد تساهل و نرمش ايرانيان و سرعت آنان در بهره گيري از فرهنگ ديگر اقوام غالبا مورد انتقاد قرار گرفته است و كمتر به نبوغ اصيل و خصوصيات مطلق و تغيير ناپذيري كه به طور مشخص، ايراني است و در اين اقتباس و استعارت هميشه جاني تازه دميده و به آن كمالي وصف ناشدني بخشيده، توجه و تاكيد شده است.

    در اين مورد قول هردوت و ديگران نياز به اصلاح دارد. بايد توجه داشت كه شرايط دشوار اقليمي در ايران توأم با امكانات به دست آوردن لطافت و ظرافت حيات، هنر و انديشه، گونه اي تساهل و گذشت انساني و وحدت ذهن پديدار ساخته كه ديگران هميشه در برابر آن سر تسليم فرود آورده اند و هر چهند مهاجمين، همواره به سرزمين ايران تاخته اند، لكن هرگز نتوانسته اند نفوذ و اثرات اين نبوغ را محو كنند.

   بنابراين به مراتب بيش از آنچه كه يك يوناني،گفتن آن را مصلحت مي ديده است، ايرانيان كمتر از آنچه كه به مهمانان ناخوانده خويش داده اند، از ديگران دريافت كرده اند و با زيبايي و ظرافت به آن رنگ و صبغه ايراني داده اند. مهاجمان و متجاوزان كه هميشه داراي فرهنگ فروتر بوده اند، شيفته تمدن برتر ايران شده اند و به سرعت مجذوب و مغلوب آن گشته اند.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 17:2  توسط مسعود امين پور مجومردي  | 

برگرفته از ديباچه كتاب پارسه به قلم پيتر اوري

ناشر: فرهنگسرا (يساولي) 1375

 

    بدون هوش و نبوغ ايرانيان، فرهنگ بشر بغايت فقير و بي مايه مي بود. بين سالهاي 546 تا 331پيش از ميلاد، امپراتوري عظيم هخامنشي كه كوروش آن را بنيان نهاده بود به وسيله داريوش (486-521 ق. م ) استحكام و استقرار يافت و نظام و ارتباط داخلي كشوري پادشاهي كه آغاز آن به بابليان و آشوريان مي رسيد، به ميزاني بسيار وسيعتر از آنچه كه تا به امروز شناخته شده است، ادامه يافت.

امپراتوري بزرگ پارس

    بعد از آنكه كشور آشور به وسيله ايرانيان فتح شد (قانون زوال ناپذير مادها و ايرانيان) گسترش يافت و تكامل تمدني را از درياي اژه تا اقيانوس هند، تضمين كرد. مهم آنكه هخامنشيان واژه يي براي كلمه قانون وضع كردند كه به زبان آنها داتا ناميده مي شد. اين واژه سپس به زبانهاي ارمني، عبري، اكادي راه يافت و بر معناي لغوي كلمه كه ترتيب دادن و نظام بخشيدن است دلالت مي كرد. ربانهاي باستاني كه اين كلمه را به عاريت گرفتند همه به تسلط و فرمانروايي امپراطوري هخامنشي بر منطقه اي که شامل قفقاز، ارمنستان و كنعان، در كرانه درياي مديترانه و حوزه دجله و فرات مي شد، اشاره كرده اند. اين امپراطوري از سوي شمال خاوري تا آسياي مركزي و از سوي باختر تا آسياي صغير ادامه داشت. مادها و سپس سلحشوران پارس، كوروش و داريوش از شاهراههايي  كه در اين قلمرو قرار داشت، مي گذشتند تا نخستين نمونه يك دولت جهاني و كيهانشهري را به وجود آورند.

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 8:35  توسط مسعود امين پور مجومردي  |